مرتضى مطهرى
39
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ساختمان ماده جاندار نداشته باشد . قبلًا گفتيم نظريه ثنوى دكارت و رجعت و تقهقر او به نظريه افلاطون خيلى گران تمام شد ، زيرا دانشمندان را بر آن داشت كه هر وقت درباره اصالت نيروى حياتى فكر كنند ، رابطه جوهرى و ذاتى حيات را با بدن از نظر دور بدارند و هميشه در دو قطب مخالف فكر كنند . خود دكارت چون از راه دوگانگى جسم ، كه خاصيتش بعد داشتن ، و نفس ، كه خاصيتش فكر و شعور است ، وارد شد و بين ايندو درهء عميقى قائل شد ، ناچار مىبايست حيات را در غير انسان به صورت يك نيروى اصيل منكر شود ، و عجب اين است كه ساختمان همهء حيوانات را - به استثناى انسان - صرفاً يك ساختمان ماشينى مىدانست و منكر ادراك و احساس در حيوانات بود ، مدعى بود حيوان دركى ندارد ، احساس و لذت و الم ندارد ، اينكه ما مىبينيم در موقع معين حركت مىكند يا آواز سر مىدهد ، از روى احساس و اراده نيست ، اين ماشينها را طورى ساختهاند كه در مواقع معين اين آثار را ظاهر مىكنند و ما خيال مىكنيم از روى احساس و اراده مىكنند ! ! به هر حال نظريه « اصالت نيروى زندگى » نظريهاى است كه در تحقيقات علمى جديد كاملا تأييد شده و مخصوصاً نظريه « تكامل انواع » بيش از پيش اصالت نيروى حيات و حكومت و تسلط آن را بر ماده و نيروهاى بىجان طبيعت اثبات كرد . داروين « 1 » كه قهرمان اصلى اين نظريه است هر چند در مقام اثبات اصالت نيروى حياتى نيست و بلكه در ابتدا كار خود را بر پايه « انتخاب طبيعى » مىنهد و انتخاب طبيعى را صرفاً نتيجه تغييرات اتفاقى و تصادفى و بدون هدف طبيعت مىداند ولى عاقبت همين كه در رمز پيشرفت و سرّ سير منظم تكاملى انواع ، دقيق مىشود ناچار مىشود كه به قول خودش « براى طبيعت زنده شخصيت قائل شود » . داروين در پى جستجوى اصالت نيروى حياتى نبود ولى خود به خود به اين نتيجه رسيد تا آنجا كه در زمان خودش برخى به او گفتند كه « تو از انتخاب طبيعى مانند يك قوهاى فعال و قدرتى ماوراء الطبيعى صحبت مىكنى » . كسانى كه جنبههاى روانى انسانى را مورد مطالعه قرار دادند ، بدون آنكه
--> ( 1 ) داروينيسم ، تأليف دكتر محمود بهزاد ، چاپ پنجم صفحه 99 .